معنی قاتلالکلب
5 بازدید
[ تِ لُلْ کَ ] (ع اِ مرکب) خربق. (ذخیره). خانق الکلب. (تحفهٔ حکیم مؤمن). کچله. کوچوله. (برهان قاطع). کچوله. (بحر الجواهر). ادراقی. (تحفه حکیم مؤمن). اذاراقی و آن داروئی است. (ناظم الاطباء). کرنب دشتی است و آن را چغندر بزرگ نامند. (آنندراج). جالینوس گوید قاتل الکلب داروئی است که آدمی را بی توقف هلاک کند و از انواع حیوانات دیگر جز سگ را نکشد. (ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان).
کلمات همقافیه با «قاتلالکلب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لب» برای سرودن شعر