معنی قابلفرض
6 بازدید
[ بِ لِ فَ ] (ص مرکب) فرض کردنی. تصورکردنی. قابل تصور.
کلمات همقافیه با «قابلفرض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رض» برای سرودن شعر