معنی قابلانتقال
5 بازدید
[ بِ لِ اِ تِ ] (ص مرکب) آنچه بتوان به دیگری منتقل کرد. انتقال پذیر. || ملک... منقول. در مقابل غیرمنقول.
کلمات همقافیه با «قابلانتقال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر