معنی قابع
5 بازدید
[ بِ ] (ع ص) تاسه زده. (منتهی الارب). || کسی که از ماندگی نفس وی قطع شود. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «قابع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر