معنی قابضات
6 بازدید
[ بِ ] (ع ص، اِ) جِ قابضة. چیزهائی که قبض کند و درهم کشد. ترنجیده کننده. (ناظم الاطباء). ادویهٔ قابضه. || چیزهای زمخت. (ناظم الاطباء). || دنده ها. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «قابضات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر