معنی قائم بغیر
4 بازدید
[ ءِ مِ بِ غَ ] (ص مرکب) (اصطلاح فلسفی) آنکه یا آنچه وجودش بغیر وابسته است. آفریدگان. در مقابل قائم بنفس.
کلمات همقافیه با «قائم بغیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر