معنی قائمیه
6 بازدید
[ ءِ می یَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان انار شهرستان رفسنجان در ۸۲هزارگزی شمال باختری رفسنجان و ۵هزارگزی خاور شوسهٔ رفسنجان به یزد و ۲۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ ءِ می یَ ] (اِخ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل در ۱۸هزارگزی شمال باختری بنجار و ۲۴هزارگزی راه فرعی بند زهک به زابل در جلگه واقع است و هوای آن گرم معتدل میباشد. ۸۲ تن سکنه دارد. زبانشان فارسی بلوچی است آب آن از رودخانهٔ هیرمند است. و محصولات آن غلات و صیفی و شغل مردم آن زراعت و کرباس بافی است. و راه آن مالرو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).[ ءِ می یَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ خاوری شهرستان رفسنجان که در شش هزارگزی شمال خاوری رفسنجان و هشت هزارگزی شمال شوسه رفسنجان به کرمان واقع است. جلگه است و هوای آن سرد است و ۵۰ تن سکنه دارد مذهب آنان شیعه و زبانشان فارسی است. آب آن از قنات و محصولات آن غلات و پسته و پنبه و شغل مردم آن زراعت است راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «قائمیه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر