معنی فیلم
5 بازدید
(فرانسوی، اِ) ماده ای است که از نیترات دُ سلولز (قابل اشتعال) یا استات دُ سلولز (غیرقابل اشتعال) ساخته شده و برای گرفتن تصاویر سینمایی به کار میرود. عرض آن ۳۵ میلی متر است. در حواشی فیلم پهلوی سوراخهای اعداد نشانه گذاشته شده که در فاصلهٔ هر ۳۰۵/۰ متر یعنی یک پا قرار دارند و عمل مونتاژ را آسان می کنند. در روی فیلم ماده ای ژلاتینی اندوده شده که در مقابل تشعشعات نورانی حساس است و تجزیه میگردد. در حاشیهٔ هر فیلم به اندازهٔ ۵/۲ میلیمتر جا تعبیه شده که ارتعاشات صوتی را در آن ضبط می کنند و آن را حاشیهٔ صوتی میخوانند. پس از آنکه تصویر خارجی و صوت بر روی فیلم افتاد بوسیلهٔ ماشینهای خودکار که تا ۶۰۰۰ متر در ساعت کار میکند این فیلمها ظاهر و ثابت میشوند. در مرحلهٔ اول تعداد فیلمها دو عدد است، یکی برای تصاویر و یکی برای صدا. در لابراتوارها این دو فیلم را مثل فیلمی بر روی هم قرار میدهند. بجز فیلمهای ۳۵میلیمتری، فیلم های دیگری با قطع های مختلف وجود دارد که از آنها به منظور فیلم برداری موضوعات خبری مستند و غیره استفاده میکنند. (از فرهنگ فارسی معین). ترکیب های دیگر: - فیلم بردار. فیلم برداری. رجوع به این دو کلمه شود. - فیلم صامت؛ فیلمی که بدون صدا باشد. مقابل فیلم ناطق. (فرهنگ فارسی معین). - فیلم ناطق؛ فیلمی که صدای اشخاص و حیوانات و اشیاء در آن ضبط شده و همراه با نمایش تصاویر به گوش رسد. (فرهنگ فارسی معین). || مجموع یک نمایش سینمائی. (فرهنگ فارسی معین).[ فَ لَ ] (ع ص) مرد بزرگ تن و بددل. || مرد بسیارموی سر. || بزرگ و کلان از هر چیزی. || چاه فراخ. || (اِ) پوست پاره که زیر دستار خوان طعام اندازند. || لشکر بسیار. (منتهی الارب). رجوع به فیلق شود.
کلمات همقافیه با «فیلم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لم» برای سرودن شعر