معنی فیلزهرج

معنی فیلزهرج

8 بازدید
[ زَ رَ ] (معرب، اِ مرکب) دیوخار. (از فرهنگ فارسی معین). درخت حضض است. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و ثمرهٔ او مثل فلفل است، و آن قسمی از لوف الکبیر است که حضض هندی عصارهٔ او و قاتل فیل است. (از حکیم مؤمن). و آن سه صنف باشد، یکی همان حضض است که از زرشک سازند و دومی عصارهٔ خولان است و سومی دوایی است که از بول شتر گیرند. (یادداشت مؤلف از مفاتیح). پیداست که تنها مادهٔ گیاهی نیست. این سم را از مواد مختلفی میساخته اند و چنانکه در ترجمهٔ صیدنهٔ ابوریحان منقول است موارد استفادهٔ مثبت طبی نیز داشته است: شوینده است مر اعضا را و در وی اندکی قبض باشد و ریش دهان و آماسهای آن را مفید است و رفتن ریم از گوش بازدارد و موی را تقویت کند و درد چشم را ببرد و داغها و سپیدی و سیاهی که در اندام پدید آید ببرد... (ترجمهٔ صیدنه). فیل زهره. رجوع به فیل زهره شود.

کلمات هم‌قافیه با «فیلزهرج»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «رج» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید