معنی فیلتن
7 بازدید
[ تَ ] (ص مرکب) پیلتن. (فرهنگ فارسی معین). دارای تنی چون پیل. عظیم جثه. بزرگ. زورمند. بسیار قوی مانند فیل. || اسب نیرومند و قوی هیکل.
کلمات همقافیه با «فیلتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر