معنی فیلتر
6 بازدید
[ تْ / تِ ] (فرانسوی، اِ) آلتی برای تصفیهٔ آب و مایعات دیگر. صافی. (فرهنگ فارسی معین). || پنبه ای که بشکل رشته های موازی در ته سیگار قرار دهند تا دود سیگار را اندکی تصفیه کند و رقیق تر سازد.
کلمات همقافیه با «فیلتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر