معنی فیلبند
5 بازدید
[ بَ ] (اِ مرکب) اصطلاحی در بازی شطرنج، و آن چنین است که با یک پیل و دو پیاده بازی شود، بدین ترتیب که در پس پیل خود دو پیاده گذارد تا این هر سه مهره پشتشان به یکدیگر باشد و مهرهٔ حریف به هر کدام از آنها حمله کند مورد حملهٔ دیگری قرار گیرد و بنابراین به آن سو نیاید. بیشتر این پیل بند را در گرد مهرهٔ «شاه» میسازند. || (نف مرکب) آنکه پیل را بند کند به حیله یا به نیروی خود. || (اِ مرکب) زنجیری که به پای پیل بندند. بند پای فیل. || جایی که فیلها را در آن نگهداری کنند.[ بَ ] (اِخ) نام محلی است از ییلاقات بندپی که در زمستان سکنه ندارد و از اهالی قشلاق دیوادر تابستان در حدود ۱۵۰۰ تن بدانجا میروند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «فیلبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر