معنی فیلبان
4 بازدید
(ص مرکب، اِ مرکب) پیلبان. (فرهنگ فارسی معین). آنکه از پیل مراقبت و نگهداری می کند، یا آنکه بر فیل سوار شود و با کجک بر سرش کوبد و او را براند. نگهبان فیل. پیلوان. فیلوان. فیال: فیل خوابی بیند و فیلبان خوابی؛ هر کسی به فکر خودش است. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «فیلبان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بان» برای سرودن شعر