معنی فیلادلف
5 بازدید
[ دِ ] (اِخ) نام یکی از بطالسهٔ مصر است که در قرن سوم ق. م. میزیسته. او بزرگترین فانوس دریایی را به سال ۲۸۵ ق.م. در جزیرهٔ فار نزدیک اسکندریه بنا کرد، و این همان مناری است که برای هدایت کشتی ها در آن چراغ می افروختند و دارای ۱۳۵ متر ارتفاع بوده است و آن را از عجایب هفتگانهٔ جهان کهن شمرده اند، و آینهٔ اسکندر همان است زیرا که اسکندر قصد ساختن آن را داشته است. (از ایران باستان پیرنیا ص ۱۹۱۶). رجوع به بطلمیوس شود.[ دِ ] (اِخ) نام یکی از شاهان دولت پرگاموس در آسیای صغیر بوده است، و این دولت را خزانه دار لیزیماک جانشین اسکندر پس از مرگ لیزماک تأسیس کرد. (از ایران باستان پیرنیا ص ۲۱۴۹).
کلمات همقافیه با «فیلادلف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لف» برای سرودن شعر