معنی فیقرة
5 بازدید
[ ؟ رَ ] (معرب، ص) فیقرا. تلخ. (یادداشت مؤلف): بِپْذیر پند اگرچه نیایَدْت خوش که پند پرسود و ناخوش است چو معجون فیقره. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «فیقرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر