معنی فیقة
9 بازدید
[ قَ ] (ع اِ) شیری که میان دو دوشیدن گرد آید در پستان. ج، فیق، افواق. جج، افاویق. (منتهی الارب). نیز ج، فیقات. جج، افاویق. به معنی آبی که در ابرها جمع شود و ساعت به ساعت ببارد، نیز به کار برده اند. (از اقرب الموارد). - فیقة الضحی؛ بلندبرآمدگی آن. (منتهی الارب). اول و بلندی آن. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فیقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر