معنی فیف
6 بازدید
[ فَ ] (ع ص، اِ) جای برابر و هموار. (منتهی الارب). مکان مستوی. (اقرب الموارد). || بیابان بی آب. || زمین مختلف الریاح. ج، افیاف، فیوف. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). زمین بادخیز یا بادگیر.[ ] (اِ) به سریانی انفخه است. (فهرست مخزن الادویه).[ فَ ] (اِخ) یا فیف الریح. جای معروفی است در بلندیهای نجد و مربوط به روزی از ایام معروف عرب است (معجم البلدان)، که در آن جنگی میان خثعم و بنی عامر بود. (از مجمع الامثال میدانی).
کلمات همقافیه با «فیف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یف» برای سرودن شعر