معنی فیض‌آباد و محولات

معنی فیض‌آباد و محولات

7 بازدید
[ فِ دُ مَ حْ وِ ] (اِخ) نام یکی از بخش های تابعهٔ شهرستان تربت حیدریه و محدود است از طرف شمال به گناباد و از باختر به شهرستان کاشمر. موقعیت بخش کوهستانی و گرمسیر است. در این بخش انواع میوه بخصوص انگور و انار به حد وفور به دست می آید و درخت پسته و بادام هم غرس میکنند و از آن به خوبی استفاده میبرند. اراضی این بخش حاصلخیزترین قسمت تربت حیدریه است. غلات و خربزهٔ آنجا نیز معروف است. علت حاصلخیزی این نقطه این است که در مسیر رودخانه های شصت دره، مهجن، قلعه جوق و سرخ آباد قرار دارد و از گل و لای سیلابهای این رودخانه ها کود کافی به کشتزارها میرسد. بنشن و کنجد نیز در این بخش به دست می آید. این بخش شامل ۴۲ آبادی بزرگ و کوچک است که روی هم ۲۶۴۶۵ تن سکنه دارد. اهالی علاوه بر زراعت به قالیچه بافی و کرباس بافی نیز اشتغال میورزند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).

کلمات هم‌قافیه با «فیض‌آباد و محولات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید