معنی فیض‌آباد

معنی فیض‌آباد

7 بازدید
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش بوئین شهرستان قزوین که دارای ۱۷۵ تن سکنه است. آب آن از دو رشته قنات و محصول عمده اش غله، یونجه، چغندرقند، انگور و بادام است. کار دستی مردم بافتن گلیم و جاجیم است. مزرعهٔ شاداب جزو این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش زرند شهرستان ساوه که دارای ۷۰۷ تن سکنه است. آب آن از قنات لب شور و محصول عمده اش غله، پنبه، چغندرقند و صیفی است. مزارع خرم آباد، سه رود، حسین آباد و نارگین جزو این ده است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش فرمهین شهرستان اراک که دارای ۸۲۸ تن سکنه است. آب آن از قنات و در بهار از رودخانهٔ محلی و محصول عمده اش غله، بنشن، پنبه، انگور و قلمستان است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان رشت که دارای ۱۰۰ تن سکنه است. آب آن از چاه و محصول عمده اش لبنیات و ذغال است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان گرگان که دارای ۱۸۶ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، برنج، توتون و سیگار است. کار دستی زنان بافتن پارچه های نخی، ابریشمی و کرباس است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش تکاب شهرستان مراغه که دارای ۳۱۹ تن سکنه است. آب آن از چشمه سارها و محصول عمده اش غله، بادام، حبوب و کرچک است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش قره ضیاءالدین شهرستان خوی که دارای ۱۰۸ تن سکنه است. آب آن از دره چیر و آخورلی و محصول عمده اش غله است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش رزن شهرستان همدان که دارای ۸۴۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، حبوب، صیفی و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
[ فَ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان گل تپهٔ فیض اللََّه بیگی از بخش مرکزی شهرستان سقز که دارای ۵۶ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵). فَیض آوا.
[ فِ ] (اِخ) دهی است از دهستان یوسف بند بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد که دارای ۲۴۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانهٔ درم زیار و محصول عمده اش غله، حبوب و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش سورمق شهرستان آباده که دارای ۳۸۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، پنبه، بادام و انگور است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش زرقان شهرستان شیراز که دارای ۳۵۰ تن سکنه است. آب آن از رود کر و محصول عمده اش غله و سیب زمینی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش فسا از شهرستان فسا که دارای ۳۵ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ فِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان فسارود از بخش داراب شهرستان فسا که دارای ۲۵ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش فهرج شهرستان بم که دارای ۲۲۸ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، خرما و حناست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش شهداد شهرستان کرمان که دارای ۸۰ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش زرند شهرستان کرمان که دارای ۶۹ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، حبوب، پسته و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش نوق شهرستان رفسنجان که دارای ۵۴ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، پسته و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان رفسنجان که دارای ۴۷ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ فِ ] (اِخ) ده کوچک دیگری است از بخش حومهٔ شهرستان رفسنجان که دارای ۴۵ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ فِ ] (اِخ) ده کوچکی است از دهستان سعیدآباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان که دارای ۱۵ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ فِ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش راین شهرستان بم که دو خانوار در آن ساکن اند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
[ فِ ] (اِخ) نام قصبهٔ مرکز بخش فیض آباد و محولات شهرستان تربت حیدریه که دارای ۳۵۸۴ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، پنبه، میوه و ابریشم است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش طبس شهرستان فردوس که دارای ۱۲ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، پنبه، ارزن و کاردستی مردم کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش فدیشهٔ شهرستان نیشابور که دارای ۳۵۶ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله و کاردستی مردم کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ریوند بخش حومهٔ شهرستان نیشابور که دارای ۲۶ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از دهستان مارول بخش حومهٔ شهرستان نیشابور که دارای ۱۰۶ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش داورزن شهرستان سبزوار که دارای ۱۱۸۶ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، پنبه و زیره است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش جغتای شهرستان سبزوار که دارای ۱۳۹ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، زیره و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش مایوان از بخش حومهٔ شهرستان قوچان که دارای ۱۸۶ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله و مختصری انگور و کاردستی مردم قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش رشخوار شهرستان تربت حیدریه که دارای ۱۱۹ تن سکنه است. آب آن از قنات و رودخانهٔ محلی و محصول عمده اش غله، پنیر و بنشن است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش قاین شهرستان بیرجند که دارای ۱۱۰ تن سکنه است. محصول عمده اش غله، شلغم و آب آن از قنات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش فریمان شهرستان مشهد که دارای ۱۴۷ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش طیبات شهرستان مشهد که دارای ۸ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش جنت آباد شهرستان مشهد که دارای ۱۹ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله و پنبه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از دهستان چناران از بخش حومهٔ شهرستان مشهد که دارای ۳۲۴ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله و چغندر است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از دهستان ابرقو از شهرستان یزد که دارای ۲۳۰ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، پنبه، کنجد و کاردستی زنان قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش کوهپایهٔ شهرستان اصفهان که دارای ۱۷۵ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمدهٔ آن غله، پنبه و حبوب است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان شهرضا که دارای ۱۲۶ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمدهٔ آن پنبه، انار و کاردستی زنان کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ فِ ] (اِخ) دهی است از بخش لردگان شهرستان شهرکرد که دارای ۱۱۴ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، ارزن، تنباکو و کار دستی زنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
[ فِ ] (اِخ) ده کوچکی است از بخش حومهٔ شهرستان نائین که دارای ۴۶ تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «فیض‌آباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید