معنی فیش
6 بازدید
(فرانسوی، اِ) کاغذ یا مقوایی که مطلبی روی آن یادداشت شود تا بعداً مورد استفاده قرار گیرد. معمولاً فیشها را به ترتیب الفبائی تنظیم کنند و در جعبه های مخصوص (فیشیه) جا دهند. برگه. وریقة. (فرهنگ فارسی معین). و رجوع به فیشیه شود.[ فَ ] (ع اِ) سر نره. (منتهی الارب). رجوع به فَیْشَلة شود. || (مص) برجهیدن نر بر ماده و برآمدن بر آن. (منتهی الارب). || افتخار کردن و بزرگ منشی نمودن و پنداشتن در خود چیزی که ندارد. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فیش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یش» برای سرودن شعر