معنی فیرون
6 بازدید
(ص) آن ستاره ها که رفتنشان مفسد باشد. (اسدی). فرارون. (فرهنگ فارسی معین): همت تیز و بلند تو بدانجای رسید که ثَری ََ گشت مر او را فلک فیرونا. خسروانی. حسودت در ید بهرام فیرون نظر زی تو ز برجیس فرارون.دقیقی. رجوع به فرارون شود.
کلمات همقافیه با «فیرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر