معنی فیروز فارسی

معنی فیروز فارسی

6 بازدید
[ زِ ] (اِخ) پسر ملا کاوس یزدانی بهی کیش پارسی نژاد بوده. در هندوستان متولد شده و با پدر خود در ده سالگی به ایران آمده، قرب دوازده سال به تحصیل علوم و کمالات پرداخته دیگرباره عزم وطن مألوف کرده به نشر علوم و حکمت و تاریخ و شعر، پیشرو پیروان شد و لغات قدیمهٔ پارسی را مطالعه کرد و کلماتی از آن برساخت. در زمان سفارت حاج میرزا ابوالحسن خان شیرازی در هند به او تقرب یافت و بوسیلهٔ او با دربار قاجار آشنا شد و به سفارش دولت ایران دولت انگلیسی هند به او توجهی کرده و مقرری برایش معین کرد و منظومه ای قریب به چهل هزار بیت به بحر متقارب دربارهٔ بزرگان هند سرود که بنام جرج سوم پادشاه انگلستان است. وی در سال ۱۲۴۲ هـ . ق. درگذشت. (از مجمع الفصحاء چ سنگی تهران ج ۱ ص ۴۰۰). این شخص همان کسی است که مجموعهٔ مجعول پارسی مانندی بنام دساتیر انتشار داده و منظومهٔ حماسی او نیز موسوم به جارج نامه (بنام جرج سوم) است. مشوق ملا فیروز در انتشار دساتیر سر جان ملکم مورخ انگلیسی است. برای اطلاع بیشتر از کارها و حالات او به مقدمهٔ لغت نامه مقالهٔ دساتیر تألیف پورداود رجوع شود.

کلمات هم‌قافیه با «فیروز فارسی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «سی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید