معنی فیروزگر
6 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) مظفر. غالب. فیروزمند. رجوع به فیروز شود.
کلمات همقافیه با «فیروزگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر