معنی فیروزه تخت
6 بازدید
[ زَ / زِ تَ ] (اِ مرکب) پیروزه تخت. (فرهنگ فارسی معین). کنایه از آسمان است. (آنندراج). || تختی که از پیروزه ساخته باشند: بر آن فیروزه تخت از تاجداران رها کردند می بر جرعه خواران.نظامی. به فرخندگی شاه فیروزبخت یکی روز برشد به فیروزه تخت.نظامی.
کلمات همقافیه با «فیروزه تخت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خت» برای سرودن شعر