معنی فیروزهگون
8 بازدید
[ زَ / زِ ] (ص مرکب) پیروزه گون. (فرهنگ فارسی معین). به رنگ پیروزه. پیروزه رنگ. پیروزه فام : در این فیروزه گون طارم مجوی آرام و آسایش که نارامد همی روز و شب و ناساید این طارم. ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «فیروزهگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر