معنی فیروزهپوش
6 بازدید
[ زَ / زِ ] (نف مرکب) پیروزه پوش. (فرهنگ فارسی معین). آنکه جامهٔ فیروزه ای پوشد. || (ن مف مرکب) پوشیده از پیروزه. پیروزه درنشانیده. رجوع به فیروزه و پیروزه شود.
کلمات همقافیه با «فیروزهپوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر