معنی فیروزهخشت
6 بازدید
[ زَ / زِ خِ ] (ص مرکب) بنایی که از خشت فیروزه باشد. ساختهٔ از فیروزه. || کبود به رنگ فیروزه. فیروزه ای : بود در این گنبد فیروزه خشت تازه ترنجی ز سرای بهشت.نظامی.
کلمات همقافیه با «فیروزهخشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر