معنی فیروزآبادی
6 بازدید
(ص نسبی) منسوب به فیروزآباد فارس. || منسوب به یکی از دهات و شهرهای موسوم به فیروزآباد در استانهای مختلف ایران یا در هندوستان یا در عراق.(اِخ) ابواسحاق ابراهیم بن یوسف. از فقها بوده و او راست: طبقات الفقهاء. وفاتش به سال ۴۷۶ هـ . ق. / ۱۰۸۳ م. اتفاق افتاد. (از اعلام زرکلی).(اِخ) محمدبن یعقوب بن ابراهیم بن عمر فیروزآبادی. از ائمهٔ لغت و ادب. در یکی از توابع شیراز بنام فیروزآباد متولد شد و سپس به عراق و شام و روم و هند و مصر سفر کرد و قاضی زبید شد و در زمان خود مرجع علم لغت و حدیث و تفسیر گردید و اشتهار بسیار یافت. و در شهر زبید به سال ۸۱۶ هـ . ق. / ۱۴۱۳ م. درگذشت. معروفترین کتاب او قاموس المحیط است در چهار جزء، و دیگر «بصائر ذوی التمییز فی لطائف الکتاب العزیز» در دو مجلد، «نزهة الاذهان فی تاریخ اصبهان»، «الدرر الغوالی فی الأحادیث العوالی»، «الجلیس الانیس فی اسماء الخندریس»، «سفر السعادة» در حدیث و سیرهٔ نبوی، «البلغة فی تراجم ائمة النحو و اللغة»، «تجبر الموشین فی ما یقال بالسین و الشین»، «المثلث المتفق المعنی»، «الاشارات الی ما فی کتب اللغة من الاسماء و الاماکن و اللغات». (از اعلام زرکلی).
کلمات همقافیه با «فیروزآبادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر