معنی فیرنده
5 بازدید
[ رَ دَ / دِ ] (نف) با ناز خرامنده. || تکبر و افاده کننده. || مسخره کننده. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به فیر و فیریدن شود.
کلمات همقافیه با «فیرنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر