معنی فیتق
6 بازدید
[ فَ تَ ] (ع ص، اِ) دربان. || نجار. (اقرب الموارد). درودگر. (آنندراج). || آهنگر. || پادشاه. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فیتق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تق» برای سرودن شعر