معنی فیال
4 بازدید
(اِ) زمینی را گویند که بار اول آن را زراعت کرده باشند. (برهان). زمینی که اول بار بکارند. (اسدی). مؤلف نویسند: غلط است و معنی «ابتکار» دارد و در شعر بوشکور که شاهد اسدی است «از فیال» یعنی «ابتکاراً و از روی ابتکار». در حاشیهٔ فرهنگ اسدی نسخهٔ نخجوانی نوشته شده: بزبان به لخیان نخست بود و از فیال یعنی از اول، از نخست. (یادداشتهای مؤلف): پس این داستان کش بگفت از فیال ابر سیصدوسی وسه بود سال.ابوشکور.(ع اِ) بازیی است مر فتیان عرب را. (منتهی الارب).[ فَ یْ یا ] (خ ص) صاحب فیل و پیلبان. (منتهی الارب): فیالان سلطان بر پی آن فیلان برفتند. (ترجمهٔ تاریخ یمینی).(اِخ) دهی است از دهستان قلعه حاتم شهرستان بروجرد که دارای ۸۷ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، چغندر و باقلاست. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «فیال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر