معنی فیافی
8 بازدید
[ فَ فی ] (ع اِ) جِ فیفاء. (منتهی الارب). بیابانها. (غیاث): همه شب در سترهٔ خوافی ظلمت قطع فیافی آن مسافت میکرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). || مکانهای مستوی و هموار. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «فیافی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر