معنی فیار
6 بازدید
(اِ) شغل. کار. عمل. صنعت. پیشه. (برهان). فرهنگ نویسان به معنی سزاوار و شغل و کار آورده اند و گویا این معانی را از این بیت رودکی استنتاج کرده اند: نیست فکری بغیر یار مرا عشق شد در جهان فیار مرا. و (ظاهراً) به خطا رفته اند و شاید همان کلمه ای باشد که امروز «ویار» میگویند و هوس معنی میدهد. (فرهنگ فارسی معین از اشعار و احوال رودکی تألیف سعید نفیسی ج ۳ ص ۱۱۰۴). رجوع به فیاوار و ویار شود.
کلمات همقافیه با «فیار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر