معنی فگندهسر
7 بازدید
[ فَ / فِ گَ دَ / دِ سَ ] (ص مرکب) فکنده سر. کنایه از مراقبه کردن باشد. (از برهان). بدین ترکیب صفت است و معنی مصدری برای آن درست نیست. در حال مراقبه. || کنایه از خجل و منفعل و شرمنده نیز هست. (برهان). سرافگنده. رجوع به سرافگنده شود.
کلمات همقافیه با «فگندهسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر