معنی فگانه
6 بازدید
[ فَ نَ / نِ ] (اِ) بچه ای را گویند که پیش از زاییدن در شکم مادر مرده باشد یا پیش از وعده ساقط شود خواه از انسان باشد و خواه از حیوان دیگر، و با کاف عربی هم گفته اند، و به کسر اول هم آمده است، و بجای نون میم دیده شده است که فکامه باشد. (برهان). آن را به تازی اسقاط و به پارسی فگانه گویند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). - فگانه کردن؛ افکندن زن آبستن جنین را پیش از تمام مهلت. (یادداشتهای مؤلف): ساده دل کودکا مترس اکنون نز یک آسیب خر فگانه کند.ابوالعباس.
کلمات همقافیه با «فگانه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نه» برای سرودن شعر