معنی فکک
8 بازدید
[ فَ کَ ] (ع اِمص) فراخی قدم. (منتهی الارب). || شکستگی یکی از دو زنخ. || گشادگی پیوند دوش از فروهشتگی و سستی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). مؤلف اقرب الموارد معانی این کلمه را با حالت مصدری بیان کرده است.
کلمات همقافیه با «فکک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کک» برای سرودن شعر