معنی فکری

معنی فکری

6 بازدید
[ فِ را ] (ع اِ) فکرة. رجوع به فکرة شود.
[ فِ ] (ص نسبی) منسوب به فکر. || مربوط به فکر. متعلق به اندیشه. (فرهنگ فارسی معین): هیچ همی نماید ترا که نامی و حسی و فکری هر یک نفسی است جدا؟ (مصنفات باباافضل). || متفکر. اندیشه مند. (فرهنگ فارسی معین). گرفته و غمگین :
[ فِ ] (اِخ) اردوبادی. شخصی بی قید و شاعرمشرب است. فقیر او را ندیده ام، ولی اشعار عاشقانه اش را بسیار دیده ام. این غزل لسانی را که گوید: «شب دور از او اجل رگ جانم گرفته بود»، تتبع کرده و این بیت آن را خوب گفته است: تاری ز کاکل تو به دست رقیب بود پنداشتم اجل رگ جانم گرفته بود. این ابیات هم از اوست: گفتی ز هجر می نهمت داغ بر جگر صد داغ بر دل است مرا، این یکی دگر. این مطلع هم که گفته رنگین است: اگرم ز اشک گلگون شده لاله گون زمینها نتوان شدن پریشان گل عاشقی است اینها. (از مجمع الخواص ص ۱۷۶). فکری از شعرای دورهٔ شاه عباس صفوی است.
[ فِ ] (اِخ) اصلش از دماوند است و حال در ری است. این مطلع از او ملاحظه و نوشته شد: غم خود را که با آن نرگس مستانه میگویم رود در خواب و پندارد که من افسانه میگویم. (از آتشکدهٔ آذر بیگدلی چ سنگی ص ۲۱۶). وی با توجه به بیان مؤلف آتشکده از معاصران او و بعبارت دیگر از شعرای قرن دوازدهم هجری است.
[ فِ ] (اِخ) امین پاشا... امین بن عبداللََّه بن محمد بلیغ. از علمای مصر و اعیان آن کشور است. تولد و وفات او در قاهره بود. در فرانسه تحصیل علم حقوق کرد و در مصر سمتهای قضائی یافت. او را کتبی است که از جملهٔ آنهاست: «ارشادالالبا الی محاسن اوروبا» و به طبع نیز رسیده است. درگذشت او در سال ۱۳۱۶ هـ . ق. / ۱۸۹۹ م. بود. (از اعلام زرکلی).
[ فِ ] (اِخ) خراسانی. سیدمحمد، ملقب به جامه باف. اصلش از تربت حیدریه است. چون اغلب اشعارش رباعی است به میر رباعی مشهور شده. به هندوستان رفت و در آنجا فوت کرد و مرگش در سال ۹۷۳ هـ . ق. بود. از فضلای عهد خود بود و این رباعی از اوست: فانی شو و اقلیم بقا آر به دست در دوست کسی رسد که از خویش برست وز هستی خویش بود سرگشته حباب آن لحظه که نیست شد به دریا پیوست. (از ریاض العارفین چ سنگی صص ۲۲۶-۲۲۷).
[ فِ ] (اِخ) گیلانی. درویشی صاحب ذکر و، بیخویشی نیکوفکر، سالکی وارسته و موحدی بتحقیق پیوسته، رندی دانا و مردی بینا... این رباعی از اوست: تا از غم هرچه هست بی غم نشوی تا خاک ره مردم عالم نشوی تا قطع نظر از خودی خود نکنی این نکته یقین بدان که آدم نشوی. (از ریاض العارفین چ سنگی ص ۱۲۰).

کلمات هم‌قافیه با «فکری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید