معنی فکاهة
7 بازدید
[ فُ هَ ] (ع اِمص) خوش منشی و لاغ. (منتهی الارب). مزاح برای انبساط نفس. (از اقرب الموارد).[ فَ هَ ] (ع مص) فکاهه. خوش طبع و خوش منش گردیدن. (منتهی الارب). خوش منش شدن. (تاج المصادر بیهقی) (ترجمان علامهٔ جرجانی ترتیب عادل بن علی). || بشگفت آمدن از چیزی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فکاهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر