معنی فوهة
6 بازدید
[ هَ ] (ع اِ) دهانهٔ کوه. (منتهی الارب). || دهانهٔ راه. || دهانهٔ رودبار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || دهانهٔ جوی. || شورش و غوغا. (منتهی الارب).[ فَ هَ ] (ع اِ) دهان. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ فُ وْ وَ هَ ] (ع اِ) شورش و غوغای مردم. || ازهم بریدگی مسلمانان به غیبت. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || شیر شیرین مزه. (منتهی الارب). و در این معنی گویند به قاف است. (اقرب الموارد). || دهانهٔ کوچه. (منتهی الارب). || دهانهٔ راه. || دهانهٔ رودبار. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || دهانهٔ نهر. (اقرب الموارد). || اول هر چیزی. ج، فوهات، فوائه. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فوهة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هة» برای سرودن شعر