معنی فولاددل
7 بازدید
[ لادْ، دِ ] (ص مرکب) قوی دل. پردل. بسیار پردل. که دل او چون فولاد سخت بود. بی باک. باجرأت : تیزچشم، آهن جگر، فولاددل، کیمخت لب سیم دندان، چاه بینی، ناوکام و لوح روی. منوچهری.
کلمات همقافیه با «فولاددل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر