معنی فولاد
7 بازدید
(معرب، اِ) پولاد. آهنی است که از ۲ تا ۵/۲ درصد زغال همراه دارد و آن را از چدن به دست آورند. رنگ فولاد از آهن تیره تر و جنس آن به مراتب سخت تر است و اگر آب داده شود شیشه را مخطط میسازد. فولاد شکننده و در درجات حرارت زیاد چکش خوار است. چگالی آن تقریباً همان چگالی آهن است و زودتر از آن گداخته میشود. (فرهنگ فارسی معین). آهن جوهردار که کارد و شمشیر از آن سازند. (برهان): عاشقا رو دیده از سنگ و دل از فولاد ساز کز سوی دلبر درآمد عشقبازی تازتاز. منوچهری. بسازم خنجری نیشش ز فولاد زنم بر دیده تا دل گردد آزاد.باباطاهر. از سرت بیرون کشید آن رشته در پایت ببست چون فرودیدی نه رشته کآهن و فولاد بود. خاقانی. یکی گرز فولاد بر مغز خورد کسی گفت صندل بمالش به درد.سعدی. ترکیب ها: - فولادبازو. فولاددل. فولادرگ. فولادسازی. فولادستون. فولادفروش. فولادکلا. فولاد کوفتن. فولادلو. فولادمحله. فولاد معدنی. فولادوند. فولادی. فولادین. رجوع به هر یک از این کلمات شود.
کلمات همقافیه با «فولاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر