معنی فوفل
10 بازدید
[ فو فِ / فَ ] (اِ) درختی است از تیرهٔ نخل ها که در مناطق گرم آسیا، هندوستان و جزایر سند و جاوه میروید. درختی است نسبةً بلند و برگهایش شانه ای هستند که در انتهای تنهٔ برافراشتهٔ آن مانند تاجی قرار دارند. این درخت مانند خرما دوپایه و میوه اش شفت است که قسمت میان برش دارای الیاف سلولزی میباشد ولی هسته اش دارای پوست نازک است. چوب این درخت را در نجاریهای ظریف به کار میبرند و از پوست آن الیاف قابل نساجی به دست می آورند و جوانهٔ انتهایی تنهٔ آن را بنام کلم فوفل -چون مانند پنیر نرم است -به مصرف تغذیه میرسانند. پوپل. کوثل. تانبول. تنبول. تامول. فوفل آغاجی. کوپل. سپاری. اطموط. اطماط. نخل هندی. پوگافالا. اریکا. در بعض کتب جزو مرادفات فوفل کلمهٔ تملول نیز ذکر شده است ولی تملول با این درخت فرق دارد. (فرهنگ فارسی معین): به کف طاس روغن کهان و مهان چو تنبول و فوفلْش اندر دهان.اسدی.
کلمات همقافیه با «فوفل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فل» برای سرودن شعر