معنی فوظ
8 بازدید
[ فَ ] (ع اِ) مرگ. (منتهی الارب). || (مص) مردن. (منتهی الارب) (تاج المصادر بیهقی) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «فوظ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وظ» برای سرودن شعر