معنی فورک
5 بازدید
[ رَ ] (اِخ) نام جد خاندانی است. (سمعانی). از نامهای ایرانی است. (مؤلف).[ رَ ] (اِخ) نام دختر رای کنوج که از رایان و پادشاهان عظیم الشأن هندوستان بوده، و فورک در حبالهٔ بهرام گور بوده. (برهان). شاید از پور فارسی به معنی پسر و کاف تصغیر. (یادداشت مؤلف): دختر رای هند فورک نام پیکری خوبتر ز ماه تمام.نظامی.[ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش درمیان شهرستان بیرجند که دارای ۱۰۹۸ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله، شلغم، چغندر و کار دستی مردم قالی بافی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ رَ ] (اِخ) دهی است از بخش سعادت آباد شهرستان بندرعباس که دارای دوهزار تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش خرما، مرکبات و غله است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «فورک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رک» برای سرودن شعر