معنی فورموی
4 بازدید
(ص مرکب) بورموی. آنکه مویش کمرنگ و بور بوده: صبحة؛ فورموی شدن. اصبح؛ مرد فورموی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «فورموی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر