معنی فوراً
8 بازدید
[ فَ رَنْ ] (ع ق) بشتاب. دروقت. دردم. بی درنگ. حالی. درحال. درساعت. (یادداشت مؤلف). رجوع به فور شود.
کلمات همقافیه با «فوراً»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اً» برای سرودن شعر