معنی فودج
6 بازدید
[ فَ دَ ] (معرب، اِ) هوده و مَرکب عروس. || بن ران ناقه. || (ص) ناقهٔ فراخ بن ران. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).[ دَ ] (معرب، اِ) مایهٔ آبکامه است، و بعضی ترشیها را نیز مایه میشود، و آن را از آرد گندم و آرد جو که به آب گرم خمیر کرده باشند بی نمک ترتیب میدهند و در برگ انجیر پیچیده در ظرفی کرده در سایه میگذارند تا متعفن شود و خشک گردد... (حکیم مؤمن).
کلمات همقافیه با «فودج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دج» برای سرودن شعر