معنی فوارس
6 بازدید
[ فَ رِ ] (ع ص، اِ) جِ فارِس. (منتهی الارب). اسب سواران. سواران. (فرهنگ فارسی معین). - ابوالفوارس؛ کنیت چند تن است از شاهان و امیران. رجوع به ابوالفوارس شود. || (اِخ) نام صورت دوازدهم از صور شمالی فلکی در نظر قدماء، و آن را دجاجة گویند. (یادداشت مؤلف از مفاتیح).
کلمات همقافیه با «فوارس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر