معنی فواحش
7 بازدید
[ فَ حِ ] (ع ص، اِ) جِ فاحشه. زنان زناکار. (یادداشت مؤلف). روسپیان. || زشت کرداریها. بدکرداریها. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «فواحش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حش» برای سرودن شعر