معنی فهیم
6 بازدید
[ فَ ] (ع ص) نیک دریابنده. دراک. تیزفهم. زودفهم. (یادداشت مؤلف). بافهم. دانا. (فرهنگ فارسی معین): به زمانی نکت و علم و ادب یاد کنی وین ندیده ست در این عصر کس از هیچ فهیم. فرخی. ستمگران را چون جایگه چنین باشد ستمگری نکند مردم لبیب و فهیم.سوزنی.
کلمات همقافیه با «فهیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر